مردی از امیرالمومنین پرسید:کمترین چیزی که انسان با آن کافر می شود چیست؟

امیرالمومنین جواب داد:آنکه کسی گمان کند چیزی که خدا از آن نهی نموده ، به آن امر شده ؛ بنابراین آنرا دین خود بداند و آنرا پایه ی دوستی خود با خدا قرار دهد و گمان کند خدا را عبادت میکند، درحالیکه شیطان را عبادت میکند!!!

اسرار آل محمد - ترجمه ی کتاب سلیم بن قیس هلالی

 

 

مدتهاست که بعد از خواندن این حدیث  به فکر فرو رفته ام.. این دوره و زمانه خیلیها دم از دینداری میزنند و همه جا پر شده از گروهها و نامهای مختلف که اعتقاد دارند راه آنها راه رسیدن به خداست..حالا با دیدن تنها گوشه ای از آنچه می بینم و می شنوم به این حرف معتقد شدم که متاسفانه دینداری مد روز شده!

و آنچیزی که بیش از اینها برایم اهمیت دارد این است که نمی دانم من در این آشفته بازار ، به عنوان یه آدمی که مثل بقیه دم از خدا دوستی می زنم کجای راهم؟!!! آیا خدایی که می پرستم واقعیست؟ آیا چیزهایی که به عنوان اسلام و دینداری قبول دارم واقعا آن چیزی هست که خدا از من می خواهد..اصلا بت پرستم یا خدا پرست..پیرو اسلام خدایی هستم یا یکی از اسلام های ساختگی که شیطان مروج آنهاست..

در زمانه ی من کافر و مسلمان همه یک رنگند و چه سخت است شناسایی راه اصلی!!!! و من کجای راهم؟ آیا در پیچاپیچ بیراهه ها اسیرم یا به راه راستم؟نمیدانم..نمیدانم!!