دعایی که بعضی آدمها در یه گوشه ای از دنیا مدام تکرار میکنند:

خداوندا به من روزی و برکت فراخ، سرزمینی امن و فرزندان صالح، دوستانی خوب عطا فرما. خداوندا دستم را بگیر که من موجودی بی نیاز و ضعیف بیش نیستم و اگر تو یاری ام نکنی به گرداب نیستی سقوط خواهم کرد...خداوندا دست دشمنان و کینه توزان را از سر ما کوتاه کن تا هیچ قدرتی بر ما نداشته باشند و ....

دعایی که بعضی آدمهای دیگه..یه گوشه دیگه دنیا می کنند:

خداوندا، امید دارم... در آن زمانی که روحم در پیشگاه تو حاضر می شود..هیچ ذره ای از استعداد و توانایی هایی که در وجود من به ودیعه نهاده ای هدر نرفته باشد و به جرات بتوانم بگویم: "من از تمام چیزهایی که به من در دنیا داده بودی بهترین استفاده را کرده ام.

"""و من امروز به تفاوت دعاها و  تفاوت زندگی این آدمها در دو گوشه ی دنیا می اندیشیدم... به آنچه گروهی می طلبند تا شاید روزی از آسمان برایشان برسد و به آنچه گروهی دیگر در خود باور دارند و هر آنچه میخواهند با دستان خود می سازند.