متعجبم از احساس دوست داشتنی که به عشق

و احساس عشقی که به تنفر

و احساس تنفری که به دوست داشتنی ساده ختم شد...

جریانی که چندین سال از عمر مرا گرفت... همه آنچه بر من گذشت جلوی چشمانم رژه میروند . و من میبینم که چگونه در تمام این سالها برای هیچ  جنگیدم

هرگز امروزهایم را باور نداشته ام...

هرگز امروزهایم را باور نخواهم کرد...