جالبه که فقط چند روز بعد از نوشته قبلی، متن اصلی این مقاله به دستم رسید. مطلبی که به بعضی سوال هام جواب داد.

رابطه جنسی از دید تنترا:

 تنترا اعتقاد به نیکی دارد. تنترا می گوید که هر کسی خوب به دنیا می آید و نیک سیرتی ذات وجودی همه انسانهاست. هیچ بدی در وجود شما وجود ندارد و اگر درونتان عصبانیت، اعتیاد به سیکس و طمع وجود دارد آنها هم خوب هستند، ولی نقصی بوجود آمده که دلیل عمده اش این است که شما از کانون مقدس درونی خود دور شده اید.

اگر شما به آن کانون مقدسی که درونتان وجود دارد دسترسی پیدا کنید خشم به سلامت تبدیل میشود و خوب میشود. همه چیز در آن کانون مقدس خوب است. همه چیز مقدس است. هیچ چیزی زشت و بد نیست. در تنترا هیچ  شیطانی وجود ندارد و تنها الوهیت است که وجود دارد.

تنترا میگوید تغییر وقتی می آید که شما گوهره وجودی خود را قبول داشته باشید. و از همان لحظه است که ناخودآگاه می بینید در راه درست قرار گرفته اید و هرچیزی جایگاه خود را در شما پیدا کرده است. بعد از آن، بدون آنکه نیاز به سرکوب چیزی در درون خود داشته باشید، ذات وجودی اتان همه چیز را سر و سامان می دهد و از میان سر و صدا و غوغایی که در درونتان وجود داشت آهنگ و ملودی زیبایی متولد می شود.

در تنترا اصل بر این است که دنیا به دو قسمت: خوبی و بدی- پستی - والایی قسمت نشده است؛ و برای همه چیز تنها یک معنی  واحد وجود دارد. در اینجا خوبی و بدی دست هم را گرفته اند. خوبی، بدی را در خود دارد و بدی، خوبی را. اگر خوبی درون بدی پنهان شده این به آن معنا نیست که باید خوبی را کتمان کنیم بلکه بدی و پستی باید اجازه یابد که به طرف خوبی و اوج رشد پیدا کند در این صورت بدی همان خوبی بالقوه معنا میشود.

انسان امروزی که خود را گناهکار می داند همه چیز را برای خود محکوم شده می بیند. از غذا گرفته تا سیکس. آنها از رابطه های دوستانه گرفته، تا رابطه های عاشقانه رامحکوم می دانند. جسم محکوم شده است. ذهن محکوم شده است. حتی یک میلی متر برای انسان امروزی باز گذاشته نشده که بتواند بپا خیزد. آنها از همه چیز رانده شده اند. آنها خود را مستحق بدار آویخته شدن میدانند.

این حالت نباید بیش از این ادامه پیدا کند.باید دید جدیدی داشت.

سیکس نباید هیچ ارتباطی با احساس گناه داشته باشد. سیکس زندگی شماست. شما به دلیل سیکس اینجایید پس چطور می توانید آنرا محکوم کنید؟

وقتی تمایلات جنسی شما برانگیخته می شود. این نشانه خوبی است. این  نشانه این است که حرکتی در شما آغاز شده. در آن زمان شما دیگر برکه ای ساکن نیستید و شروع به حرکت به سوی اقیانوس کرده اید.

اگرچه هنوز راه زیادی تا اقیانوس دارید ولی اگر شما این برکه کوچک گل آلود را از حرکت بازدارید هرگز به اقیانوس نمیرسید. اگرچه این برکه گل آلود است ولی باید آنرا بپذیرید. شما آغاز به حرکت کرده اید!

شیطان و خدا دوتا نیستند. آنها یکی هستند. داستان قدیمی هست که می گوید: بعد از آنکه خدا آدم و حوا را خلق کرد و به آنها گفت که نباید به آن درخت ممنوعه نزدیک شوند  و نباید از میوه آن بخورند ، و بعد خود به صورت مار درآمد. او  در اطراف درخت چنبره زد و حوا را وسوسه کرد که از میوه آن درخت بخورد. برخی مسحیون و روحانیون از شنیدن این داستان شوکه میشوند؛ ولی آیا کسی غیر از خدا می توانست این کار را انجام دهد؟ مار از کجا میتوانست بیاید؟ بدون اراده خداوند مار چگونه می توانست حوا را متقاعد کند؟ در حقیقت همه چیز از قبل تصمیم گرفته شده بود. خدا می خواست آدم گمراه شود و تنها در این صورت بود که می توانست راه تکامل را بپیماید و بالغ شود. خداوند می خواست که آدم گناه را بپذیرد؛ زیرا تنها از میان گناه است که انسان به تقدس میرسد و هیچ راه دیگری وجود ندارد!

قضیه ساده ای است که وقتی کسی را از چیزی منع میکنند به انجام دادن آن حریص تر می شود و بیشتر به آن کشیده میشود. اگر شما به بچه ای بگویید " این کار را انجام نده" مطمئن باشید آن کار از همان لحظه انجام شده است. هر والدینی این حقیقت ساده را در مورد کودک خود می داند. و خداوند آدم را می شناخت. می دانست که اگر او را از میوه آن درخت منع کند، او به طور یقین به آن میوه حریص میشد! و چون آدم بچه حرف شنویی بود خداوند برای متقاعد کردن او از یک زن استفاده کرد و موفق شد. آن مار هیچوقت در خدمت شیطان نبود بلکه همه چیز در خدمت خدا هستند. آن مار درون شما و مرکز سیکس شما آرمیده است. او در پایین ترین سطح و در ریشه درخت آرمیده است. این ریشه درخت زندگی شما را نگه داشته است. این ریشه شما را تغذیه میکند و انرژی شما از این مرکز است. مار در اینجا خفته است. وقتی این مار بیدار میشود نگران نشوید. احساس گناه نکنید. همه چیز خوبی هست و بدی در لغت نامه ما باید دوباره ترجمه شود.

سیکس و فراگاهی از یک منبع انرژی هستند. مار و خدا یکی هستند. این سلسله مراتبی است که ما را از یک مرحله به مرحله دیگر میبرد. هیچ تفکیکی بین کفرو ایمان وجود ندارد.  عشق زمینی و عشق  الهی دو پایان از یک پدیده  و از یک انرژی هستند. عشق زمینی شما بسیار گل آلود است زیرا پر از ناخالصی هایی چون نفرت، عصبانیت، انحصارطلبی است؛ اما هنوز خوب است. هنوز از جنس طلاست. شما باید از درون آتش عبور کنید تا همه ی آن ناخالصی ها محو شوند و تنها طلای خالص باقی بماند.

خود را با همه آنچه هستید قبول کنید. تنها از طریق پذیرفتن خودتان است که تغییر امکانپذیر خواهد شد. اگر احساس گناه کنید شما دگرباره سرکوب می شوید.

در معبد خاجاراهو در هند  شما می توانید معنی حرف های مرا بفهمید. در این معبد مقدس تنترا، در روی دیوارهای بیرونی آن همه نوع حالت سیکس به حالت بسیار عیان دیده میشود. زنها و مردها درهمه حال قابل تصور و غیر قابل تصور، امکان پذیر و غیر ممکن در حال سیکس هستند. و شما با دیدن آنها شروع به اندیشیدن میکنید: چه وقاحتی! شما آنها را محکوم میکنید. میخواهید از آنها رو برگردانید. میخواهید بگریزید ولی گریز و انزجار شما بخاطر این نیست که آن معبد  و مجسمه ها مشکلی دارد ، بلکه به این دلیل است که کشیشها در قرونهای متوالی  درون شما سم - گناه دانستن سیکس-  ریخته اند.

هرچه در معبد جلوتر میروید اشکال کمتر و کمتر میشوند. و عشق شروع به تغییر میکند. دیوارهای بیرونی تماما نشاندهنده سیکس است ولی هرچه به درون میروید سیکس رنگ می بازد. زوج ها هنوز آنجا هستند ، عمیق در عشق فرو رفته، به چشمان یکدیگر نگاه میکنند و دستهای یکدیگر را گرفته اند، در آغوش همدیگر ولی سیکس بین آنها نیست. همچنان یه داخل می رویم؛ زوجها آنجا هستند ولی حالا دستهای یکدیگر را نگه نداشته اند و یکدیگر را لمس نمیکنند. همانطور که جلوتر میروید حتی زوجها هم ناپدید می شودند. جلوتر حتی پنجره ای رو به بیرون وجود ندارد. هیچ نوری از بیرون نمی آید. آنجا تمام تاریکی، سکوت، آرامش و سکون است. آنجا حتی شکلی از خداوند نیز نیست. آنجا خالی ترین جاست. درحالی که در عمیقترین نقطه مرکزی معبد هیچ چیزی نیست در خارجی ترین قسمت معبد کارناوالی از همه چیز دیده میشود. داخلی ترین نقطه گوهره وجودیست و دیواره های بیرونی تمایلات جنسی. ولی به خاطر داشته باشید که اگر دیواره های بیرونی را خراب کنید، معبد درونی هم تخریب میشود. به خاطر اینکه سکون و خلوت درون بدون این دیوارها نمیتوانند وجود داشته باشند. این دو با هم هستند.

تنترا تمایلات جنسی و روحانیت را جدا نمی کند. بلکه هردوی اینها با هم است. او هیچکدام را رد نمیکند. بلکه هر چیز را در تغییر می بیند. اگر چیزی را رد کنید فقیرتر میشوید زیرا در این صورت چیزی را از دست داده اید؛ بدون آنکه مجال تغییر یافته باشد. در این صورت قسمتی از وجود شما بدون رشد باقی می ماند و بلوغ شما هیچوقت کامل نمیشود. بنابراین هیچکدام از اینها را انتخاب نکنید بلکه هر دو را بپذیرید در این صورت شما ثروتمندترین آدم روی زمین خواهید بود.

خیلی از کسانی که به معبد خاجوراها میروند تنها به نیمه پایین مجسمه های در حال سیکس نگاه میکنند. و روی آلات تناسلی تمرکز میکنند. عده ی کمی قادر هستند چهره های این مجسمه ها را ببینند. آنها مسخ سیکس شده اند آنها در همان حد پایین مانده اند. چهره های این مجسمه ها بسیار سعادتمند و آرام است به طوری که در چهره هیچ مجسمه ای در هیچ  جای دیگر مانند آن را پیدا نمی کنید. آنها در حال سیکس هستند ولی مسخ آن نشده اند. و بر علیه آن نیستند. این بسیار طبیعی است. اگر شما برای ، یا برعلیه سیکس باشید آنوقت خلاف قانون طبیعت حرکت میکنید. اگر سیکس را بصورت طبیعی بپذیرید آنوقت شروع به رشد و اوج می کنید...

ترجمه از مقاله: Osho in Tantra

 

پیوست: ببخشید که به جای"..." مجبور شدم بنویسم سیکس!

_______________________________________________

There is no reason for this world, but there is a rhyme and a rhythm. No reason, but rhyme and rhythm