زندگی میکنم با حرف هاش:

  • ‏گاهی گمان نمیکنی ولی می شود، گاهی نمیشود که نمیشود، گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است، گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود، گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست، گاهی تمام شهر گدای تو می شود.

 

  • وقتی دیگر نبود، من به بودنش نیازمند شدم
    وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم
    وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم
    وقتی که او تمام کرد، من شروع کردم
    وقتی که او تمام شد ، من آغاز کردم
    چه سخت است تنها متولد شدن
    تنها زندگی کردن است
    تنها مردن

 

  • خدایا
    خدایــــــــــا سرنوشت مرا خیر بنویس

    تقدیری مبارک

    تا هرچه را که تو دیر می خوای زود نخواهم

    وهرچه را که تو زود می خوای دیر نخوام

 

  • ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم