*

کاش دل منهم به همین زلالی و آرامش بود آنوقت چه روشن از درون آن نمایان میشدی...و چه زیبا قلبم دریچه ای می شد رو به تو.

*

چه دورم... چه دور شده ام ...بیاب مرا...

دلم را دزدیده اند ...نیلبکت را بلندتر بنواز ...صدایم کن شاید دوباره بیابمت..شاید زندگیم دوباره رنگ نور گرفت..

شاید باز مهمانت شدم در لحظه های ناب...

*

زندگی ماشینی...آسمان خراشها...دغدغه ها و دلهره ها...هفتاد رنگها...لبخندهای از سر ادب..قانون های نفس گیر ...دلار...کار و بار و بی سر و سامانی ها ....همه چه ارزان روزهای سفید و ساده ی بدون رنگم را خریدند...

*

مرا بخوان...

شاید دلم باز آسمانی شد

شاید باز دریچه ای شد رو به زلالی

صدایم کن!!!

*

غربت من غربت دوری از وطن نیست

غربت دوری از توست...

صدایم کن!!!

شاید هنوز دیر نیست

شاید هنوز...