دو تا دوست کوچولوی من که دو سال پیش باهاشون آشنا شدم. امروز شنیدم که همین هفته به خاطر اینکه پدر و مادرشون نتونستن قرضشون رو به بانک ادا کنن خونه ای که سالها در اون زندگی میکردن رو از دست دادن....حالا پلیس خونه رو گرفته ...

کاش نمیشناختمشون...اونوقت شاید آواره شدنشون مثل هزارها خانواده ی دیگه که تو آمریکا همچین شرایطی پیدا کردند راحت تر بود. ولی هیچوقت نمیتونم نگاه زیبا و بی گناهشون و قلبهای مهربونشون رو فراموش کنم... قلبهایی که امشب شاید از دلنگرانی فرداهای مبهم و هراس آور تو این دنیای خشن آروم نمیگیره...