لس آنجلس از نگاه یه دختر ساده و لپ گلی تهروونی:

قیمت آب با نوشابه برابره...(قابل توجه که اینجا چون آب شیر آشامیدنی نیست باید آب برای آشامیدن رو خرید). پنج لیتر آب یک دلار ناقابله و پنج تا قوطی نوشابه رو هم میشه با یه دلار خرید.

.

 

 

اینجا از بس که تو همه ی فیلماشون بوسه و سکس مرد و زن عادی شده.. برای جلب تماشاگر فیلمهای gey میذارن یعنی شما هی میبینی دو تا مرد یا دو تا زن همدیگر و میبوسن و ...

.

 

 

اینجا از هر ده مرد سه تاشون geyتشریف دارن...پنج تاشون به اندازه ی موهای سرشون دوست دختر عوض کردن و یکیشون به دوست دخترش وفاداره و یکیشون زده به سرش و ازدواج کرده.

.

 

 

زنها چند تا دوست پسر دارن...و از هر ده تاشون نه تاشون مشروب خور حرفه ای و شبگردن...یعنی تازه از ساعت ده شب میرن تو بار هواخوری..مخصوصا دخترای لس آنجلسی که خیلی معروفن...

.

 

 

تو خیابون به جای گربه از سر و کولت سنجاب میره بالا!

.

 

 

 اینجا مردم اتاقهاشون رو اجاره میدن. مثلا یه پسری که آپارتمان دو خوابه داره آگهی میزنه  به این عنوان که: یه اتاق اضافه  برای اجاره موجود است..کسی که می یاد اجاره اش کنه باید: دختر سی سال به پایین باشه. نصف اجاره خونه رو هم باید متقبل بشه. حمام و توالت و آشپزخونه مشترکه. قبل از دیدن خونه باید عکسش رو بفرسته و اگر مورد قبول واقع شد بیاد خونه رو ببینه. خونه ی من خیلی عالیه و شرایط و محیط خیلی خوبی داره. در ضمن تلوزیون هم دارم که میتونه از اون مجانی استفاده کنه.

.

 

یه شوهری از سر کار می یاد خونه و میبینه خانومش با یه مرد دیگه تو اتاق خواب... شروع میکنه مرده رو زدن ( توجه کنید زنش رو نمیزنه..مرده رو میزنه) اونوقت همسایه ها زنگ میزنن پلیس...پلیس میاد شوهر گرامی رو به جرم ضرب و جرح میگیره( توجه کنید شوهره رو میگیره نه اون مرده رو) اونوقت یه پلیس دیگه می یاد با ملایمت خانومه رو آروم میکنه که دیگه نگران نباشه. اونوقت زنه داد میزنه: چطور آروم باشم وقتی شوهرم نمیتونه قبول کنه که من هم عاشق اون هستم هم عاشق دوست پسرم!

.

 

راننده ها حتی وقتی چراغ سبزه و داری از خیابون رد میشی  برات وا میستن..حتی اگه تعارف کنی که نه بابا شما بفرمایین لبخند میزنه و میگه نه شما بفرمایین...و فکر کن یه دختر لپ گلی تهرونی که تا حالا راننده به این مودبی ندیده چقدر ذوق مرگ میشه.

.

 

 تمام اجاق گازهای داخل آشپزخانه ها دست نخورده و تمیز هستند چون هیچ خانمی پخت و پز نمیکنه...عمرا ببینی از خونه ای بوی غذا می یاد..خدا خیر بده این پیتزایی ها و ساندویجی هارو. و اونوقت تو که آشپزی کنی با تعجب نگات میکنن.

.

 

همه ی زندگیت به شغلت بستگی داره. یعنی اگه یه شغل مناسب تو یه ایالت دیگه پیدا کنی  خونه..ماشین..وسایل خونه ..دوست دختر یا دوست پسرت رو ول میکنی و میری تا همه چی رو از نو شروع کنی. حتی اگه زن داری و زنت به خاطر شغلی که داره با تو نمی یاد خیلی شیک از هم جدا میشید چون پول درآوردن از خانواده مهم تر است.

.

 

اینجا اول بچه دار می شید بعد اگه دلتون خواست با مادر بچه هاتون ازدواج میکنید.

.

 

تازه معنی کار کردن واقعی رو میفهمی!!! کار تو ایران که همش زنگ تفریحه...

.

 

بعد از هیجده سالگی باید از خانوادت جدا بشی و اگه بخوای با اونها بمونی شاید مجبور بشی هر ماه مبلغی رو به عنوان اجاره به پدر و مادرت بدی.

.

 

سر کارت مجبوری مدام خوش اخلاق باشی و لبخند بزنی..اگر بخوای اخم کنی و یه کم نامهربون با مشتری یا مراجعه کننده برخورد کنی...اخراج!!! حتی اگه طرف داره چرت و پرت میگه و حرف حساب سرش نمیشه باید تو بگی ببخشید. ( هه!  کارمندهای محترم ایرانی باید بیان اینجا کار کنن!)

.

وقتی از فروشگاه خرید میکنی...حتی اگه مواد غذایی باشه..میتونی بعد از خرید ببری پسش بدی. مثلا میخوای بری عروسی...میری یه لباس خیلی شیک میخری...یه شب می پوشیش بعد میبری پس میدی!!! (ولی شرطش اینه که اتیکت یا تگ لباس رو نکنی) خیلی از ایرانی های محترم از این شیوه به خوبی استفاده میکنن..مثلا تو مهمونی میبینی تگ لباس خانومه زده بیرون :))

.

اگه بخوای قراردادت رو با یه کمپانی یا بانک به هم بزنی  اونقدر قربون صدقت میرن و پیشنهادات خوشگل بهت میدن که قراردادت رو با اون شرکت به هم نزنی. حالا حتی اگه نخوای قراردادت رو کنسل کنی الکی بگو از سرویستون خوشم نمی یاد اونوقت ببین چه پیشنهاداتی در شهر بهتون میشه...

.

 اینجا بدون اینکه بخوای هی خرید میکنی...یعنی بزرگترین تفریحت خرید کردنه...یه دفعه به خودت می یای و میبینی یه کمد لباس داری که بیشترش رو اصلا نمیپوشی.

.

دخترهای تی تیش مامانی مث دخترای تهرونی که کشیدن خط چشمشون یه ساعت طول میکشه رو عمرا اینجا پیدا کنی.  گاهی میبینی دختره بیچاره داره با موهای خیس تو خیابون میدوه که به موقع برسه به دانشگاه یا سر کار..چون وقت نکرده بعد از دوش گرفتن موهاش رو خشک کنه چه برسه به اینکه آرایش کنه.

.

اگه میبینی زنی داره با کفش و کیف و خیلی شیک تو فروشگاه خرید میکنه بدون تازه اومده آمریکا. اینجا خیلی بخوان به خودشون برسن و بیان تو خیابون به جای پیژامه شلوار ورزشی میپوشن و با دمپایی راه می یوفتن تو خیابون.

.

حتی اگه خیلی خیلی تو این مملکت موفق باشی...همیشه ته دلت میخوای برگردی به همون مملکت درب و داغون خودت...چرا؟!! نمیدونم!

 

 

میگم ها منم میخوام برگردم تهرون خودمون