مسافر جاده های خاکی...از نور و شن عبور کرد تا در آنسوی آبهای دور به جستجوی ستاره ای بی نشان و خاموش  در میان این همه ستاره های چشمک زن جلف بگردد... ستاره ای که تنهایی همیشه در تالع خاکستریش نوشته شده بود. ستاره ای که نوید روزهای خوب هنوز از لای کتاب حافظش در آن غزل معروف: "اندکی صبر سحر نزدیک است" بیرون نیامده است.

SO FAR SO GOOD.... SO FAR...

 

**اگرچه اوضاع اقتصادی اینجا به هم ریختست ولی من خوبم...