من  پروانه ها رو خیلی دوست دارم؛ وقتی میبینمشون، مطمئنم یه فرشته ی کوچیک به شکل پروانه اومده بهم سلام کنه!

 وقتی تو خودم و غرق در روزمرگی هام هستم می یان تا یادم بندازن که مواظبم هستن ، و اومدن دلم رو آروم کنن.

 امروز یکیشون اومد درست نزدیک چشمام؛ اونقدر نزدیک که نیاز نبود زیاد دستم رو دراز کنم تا بگیرمش.چند لحظه ای جلوم مکث کرد؛ وقتی جواب سلامش رو دادم رفت؛ یعنی نرفت! چند دور رفت و اومد تا اخم هام باز شد و بهش لبخند زدم، بعد که خیالش راحت شد حالم بهتر شده، رفت. آهسته بهش گفتم:ممنون عزیزم، خدا به همرات! یه عابر پیاده که از کنارم می گذشت چند لحظه ای هاج و واج موند. مونده بود که من دارم با کی حرف میزنم - چون غیر از من و او کسی اون دورو برا نبود- حتماً پیش خودش فکر کرده بود دیوونم.

برام خیلی عجیبه که خیلی ها پروانه هارو دوروبرشون نمیبینن و با اخمای تو هم و در خود فرو رفته، بی تفاوت از کنارشون می گذرن...شاید نمی دونن که هر پروانه ای یه معجزه ی کوچیک واسشون داره؛یه هدیه ی ناب ، یه بوسه که می خوان با تموم عشقشون روی دلمون بزنن..چقدر حیفه که این فرشته های پیام آور عشق رو اینقدر آسون نادیده می گیرن. ولی بچه ها و دیوونه ها پروانه هارو خیلی دوست دارن و راز بودنشون رو می دونن.یعنی منم...؟!!!